العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
174
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
متن : و لطف داراى صفتى زايد بر جهت حسن مىباشد . شرح : اين چهارمين حكم لطف است ، و آن اينكه بايد لطف صفتى فراتر از حسن دربر داشته باشد ، مانند واجب بودن ، همچون فرائض ، يا مستحب بودن ، مانند نافلهها . اين مربوط به لطفى است كه جزء افعال ما مىباشد . و اما لطفى كه جزء افعال خداى متعال است ، پيش از اين گفتيم كه در حكمت خداى متعال واجب مىباشد ، [ و بنابراين ، صفت زايد بر حسن دارد . ] قال : و يدخله التخيير . أقول : هذا هو الحكم الخامس ، و هو أنّ اللطف لا يجب أن يكون معينا ، بل يجوز أن يدخله التخيير ، بأن يكون كل واحد من الفعلين قد اشتمل على جهة من المصلحة المطلوبة من الآخر فيقوم مقامه و يسد مسدّه ، أمّا في حقه تعالى فلجواز أن يخلق لزيد ولدا يكون لطفا له و إن كان يجوز حصول اللطفية بخلق ولد غير ذلك الولد من أجزاء غير أجزاء الولد الأول و على صورة غير صورته ، و حينئذ لا يجب أحد الفعلين بعينه بل يكون حكمه حكم الواجب المخيّر . متن : در لطف تخيير داخل مىشود ، [ در جايى كه مثلا دو فعل باشد كه هركدام براى تحقق لطف كافى باشد . ] شرح : اين پنجمين حكم تخيير است ، و آن اينكه لازم نيست لطف معيّن باشد ، بلكه جايز است كه در آن تخيير داخل شود ، به اين صورت كه دو فعل وجود داشته باشد كه هر دو جهتى از مصلحت را كه در فعل ديگر مورد نظر است ، داشته باشد ، و در نتيجه جايگزين آن شود و كار آن را انجام دهد . اما در حقّ ما [ امكان چنين چيزى هست ] ، مانند كفارات سهگانه ، و اما در حق خداى متعال ، به خاطر آنكه جايز است كه خداوند براى زيد فرزندى بيافريند كه براى او لطف باشد ، هرچند تحقق